هر دور یک پرسشِ بهظاهر ساده پیش مینهد. تمام پاسخِ آن در تنها دو عدد صحیح برای هر شخص نهفته است، و در یک جهشِ بیسروصدا از یک دستدادن به یک جمع.
به انگلیسی نوشته و ویرایش شده است. این نسخهٔ فارسی با ترجمهٔ ماشینی تهیه شده است؛ هر جا دقت اهمیت دارد، متن اصلی انگلیسی معتبر است. خواندن متن اصلی به انگلیسی ←
یک چهرهٔ تاریخی را تا آنچه بازی نیاز دارد عریان کنید، و تقریباً هیچ بر جای نمیماند. نه کارش، نه شهرتش، تنها دو عدد: سالی که زاده شد و سالی که درگذشت. Leonardo da Vinci (لئوناردو داوینچی) میشود 1452–1519؛ William Shakespeare (ویلیام شکسپیر) میشود 1564–1616. در کدِ خودِ بازی، هر زندگی «یک بازهٔ صحیحِ بسته» است که از سال تولد تا سال مرگ کشیده میشود. 1
واژهٔ بسته اینجا کار واقعی میکند. بازهٔ بسته هر دو سرِ خود را در بر میگیرد، پس سالی که زاده میشوید و سالی که میمیرید هر دو جزو سالهایی به شمار میآیند که زنده بودهاید. تصمیمی کوچک است با پیامدی آشکار: دو نفر میتوانند یکدیگر را «ببینند» حتی اگر یکی درست در همان سالی بمیرد که دیگری زاده میشود. بازی این را عامدانه در خود میسازد: وقتی تولدها و مرگهای یک دست را به ترتیب سال میپیماید تا بزرگترین گروه را بیابد، «در سال یکسان، تولدها پیش از مرگها پردازش میشوند»، پس زندگیای که در 1519 به پایان میرسد هنوز به زندگیای که در 1519 آغاز میشود میساید. 1
وقتی میپرسید آیا دو نفر میتوانستند یکدیگر را ببینند، در واقع میپرسید آیا دو بازهٔ آنان اصلاً سالی مشترک دارند. راهی تمیز برای آزمودنش هست. دو طولِ عمر دقیقاً وقتی همپوشانی دارند که هر یک نه دیرتر از پایانِ دیگری آغاز شود. در کد، این یک خط است: زادسالِ A ≤ درگذشتِ B و زادسالِ B ≤ درگذشتِ A. 1
آن را روی رویاروییِ بالا اجرا کنید. Da Vinci (1452–1519) و Michelangelo (میکلآنژ، 1475–1564): Michelangelo در 1475 زاده میشود، خوب پیش از آنکه Leonardo در 1519 بمیرد، و Leonardo مدتها پیش از مرگ Michelangelo زاده شده است؛ همپوشانی تأیید میشود، پنجرهای به درازای 45 سالِ مشترک، از 1475 تا 1519. و Da Vinci و Shakespeare؟ Leonardo در 1519 میمیرد؛ Shakespeare تا 1564 زاده نمیشود. بازهها هرگز به هم نمیرسند. دو نامِ سربرافراشتهٔ تاریخ، و حسابِ ساده و صریحِ تولد و مرگ بیپرده میگوید: آنان نمیتوانستند یکدیگر را ببینند. 1
شهرت در مِهی از «خیلی وقت پیش» زندگی میکند. بازی این مه را نمیپذیرد. دو تاریخ همهچیز را تعیین میکنند، و تاریخها اهمیتی نمیدهند که شما چقدر مشهورید.
آزمودنِ دو نفر حساب است. بازی چیزی بزرگتر میخواهد: بزرگترین گروه از دستِ شما که همگی میتوانستند همزمان زنده باشند، نه دوبهدو، بلکه در یک لحظهٔ مشترکِ یگانه. و اینجاست که شهود میتواند گمراه کند، چون «هر کس در این گروه میتوانست هر کس دیگر را ببیند» بهروشنی همان ادعای «سالی بود که همگی همزمان زنده بودند» نیست.
شگفت آنکه برای طول عمرها این همان ادعاست، و بازی دقیقاً بر همین تکیه میکند. بهجای وارسی هر جفت، کل گروه را یکضرب میسنجد: یک مجموعه سالی مشترک دارد اگر و تنها اگر دیرترین تولد نه دیرتر از زودترین مرگ باشد. گروه را در یک صف بچینید، تازهترین واردشونده و زودترین رونده را بگیرید؛ اگر تازهوارد پیش از رفتنِ نخستین نفر رسیده باشد، سالی هست که همه را در خود جای میدهد. 1
بازی دقیقاً همین را حساب میکند. مجموعه را برای بیشینهٔ سال تولد و کمینهٔ سال مرگ میپیماید و میسنجد که آیا دیرترین تولد ≤ زودترین مرگ است. 1 یک مقایسه، یک جمع را گواهی میکند. اینکه چرا اصلاً به این میانبر اجازهٔ کار کردن داده میشود، معجزهای کوچک در ریاضیات است که نام و تاریخی دارد و موضوع جستاری همراه در همین مجموعه است. 2
دستی پنجنفره از هنرمندان رنسانس، ایتالیایی و آلمانی، را در نظر بگیرید که زندگیهایشان از 1445 تا 1576 کشیده میشود. آزمون همپوشانی چیزی جز مسابقهای میان دو ستون نیست: بزرگترین عدد در ستون تولد و کوچکترین عدد در ستون مرگ. 1
| چهره | زادسال | درگذشت | در گروه؟ |
|---|---|---|---|
| Sandro Botticelli (ساندرو بوتیچلی) | 1445 | 1510 | بله، و پایانِ پنجره را تعیین میکند |
| Leonardo da Vinci (لئوناردو داوینچی) | 1452 | 1519 | بله |
| Albrecht Dürer (آلبرشت دورر) | 1471 | 1528 | بله |
| Michelangelo (میکلآنژ) | 1475 | 1564 | بله |
| Titian (تیسین) | 1488 | 1576 | بله، و آغازِ آن را تعیین میکند |
در میان Da Vinci، Dürer، Michelangelo و Titian، دیرترین تولد از آنِ Titian در 1488 است و زودترین مرگ از آنِ Da Vinci در 1519. چون 1488 ≤ 1519، هر چهار نفر هر سال از 1488 تا 1519 را با هم دارند، پنجرهای مشترک با جایی برای مانور. Botticelli را بیفزایید و پنجره کوچک میشود اما دوام میآورد: مرگ او در 1510 به زودترین مرگ بدل میشود، و چون 1488 ≤ 1510، هر پنج نفر سالهای 1488 تا 1510 را با هم دارند. اما هر کسی را که پس از 1510 زاده شده بیفزایید، دیرترین تولد بالاتر از زودترین مرگ میرود و گروه از هم میپاشد. هنرِ این بازی، دانستنِ آن است که کدام نام را بیرون بگذاریم. 1
سالها و طول عمرهای بالا مستقیماً از فهرست چهرههای خودِ بازی گرفته شدهاند. 1
بهترین سازوکارهای بازی آنهاییاند که میتوانید در یک جمله بیانشان کنید و سپس یک ساعت در تسلط بر آنها ناکام بمانید. Contemporaries در همین رده است. قاعده چیزی بیش از «یک سال را با هم داشته باشید» نیست، و آزمون چیزی بیش از سنجیدن یک بیشینه در برابر یک کمینه نیست. امتیازدهی هم به همان اندازه ساده است: گروهِ معتبرِ بزرگتر که سریعتر یافته شود امتیاز بیشتری میگیرد، با پاداشی برای رسیدن به بزرگترین گروهِ ممکن. بازی گروهی را که هرگز سالی مشترک نداشتهاند نمیپذیرد؛ از شما میخواهد پیش از ثبت، آن را اصلاح کنید. همینکه گروهی قفل شد، کارتِ نتیجه آزمون را دوباره به تاریخ بدل میکند: میگوید گزیدههای خودتان همگی میان دیرترین تولد و زودترین مرگِ میانشان زنده بودهاند، و اگر از بزرگترین گروه کوتاه آمده باشید، میگوید آن گروه چند نفر داشت و اعضایش در چه سالهایی همگی زنده بودند. نه واژگانی هست که باید آن را از بر کرد و نه حالتی پنهان. هر چه نیاز دارید روی کارتها چاپ شده است: یک نام، یک زمینهٔ کاری، دو سال و فاصلهٔ میانشان. 1
اما آنچه این قاعده میآفریند، تنشی راستین میان بلندپروازی و واقعیت است. بزرگترین گروه را میخواهید، پس وسوسه میشوید هر کارتِ روی میز را به درون بکشید. اما هر کسی که میافزایید تنها میتواند دیرترین تولد را دیرتر یا زودترین مرگ را زودتر بکشد، و هرگز برعکس. هر افزودن قماری است که پنجرهٔ مشترک را باریکتر میکند. همین قیدِ یگانه و صادقانه، تمامِ بازی است، و یکسره از فروتنانهترین مدلِ ممکن از یک زندگی انسانی برمیآید: سالی که آغاز شد و سالی که پایان یافت. 1